بازگشت

fresh air

/ˌfrɛʃ ˈɛər/
freshnewly made, pure, or cleanairthe invisible gaseous substance surrounding the earth
noun (اسم)common
هوای تازههوای پاک

هوای تازه و تمیزی که آلوده نیست، معمولاً در فضای باز یافت می‌شود.

Clean, pure air that is not polluted, typically found outdoors.

«پنجره را باز کردم تا هوای تازه وارد شود.»

I opened the window to get some fresh air.

«بعد از کار در خانه، برای هوای تازه به بیرون رفتیم.»

After working indoors, we went outside for fresh air.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000