full circle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

full cir·cle/fʊl ˈsɜrkl/
phrase (عبارت)common

عبارت — دور کامل

دور کاملبازگشت به نقطه شروع

پس از تغییرات یا رویدادهایی متفاوت دوباره به حالت یا موقعیت اولیه برگشتن.

Returning to the original position or situation after a series of changes or events.

«پس از سال‌ها زندگی در خارج، دوباره به شهر زادگاهش بازگشت.»

After many years abroad, she came full circle back to her hometown.

«در نهایت داستان دور کامل خود را طی کرد.»

The story came full circle in the end.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000