gain access (to)
عبارت — دسترسی پیدا کردن
توانایی یا حق ورود به چیزی یا استفاده از آن را به دست آوردن.
To obtain the ability or right to enter or use something.
«کارمندان برای دسترسی به ساختمان به کارت کلید نیاز دارند.»
“Employees need a keycard to gain access to the building.”
«محققان تلاش میکنند به اسناد تاریخی نادر دسترسی پیدا کنند.»
“Researchers are trying to gain access to the rare historical documents.”
عبارت — بهرهمندی
توانایی درک یا استفاده از یک سیستم، منبع یا خدمات را به دست آوردن.
To acquire the ability to understand or use a system, resource, or service.
«دانشجویان میتوانند از طریق پورتال به مواد آموزشی آنلاین دسترسی پیدا کنند.»
“Students can gain access to online learning materials through the portal.”
«سیاستهای جدید با هدف کمک به افراد بیشتر برای بهرهمندی از مراقبتهای بهداشتی مقرونبهصرفه هستند.»
“New policies aim to help more people gain access to affordable healthcare.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنای استفاده عملی و مؤثر از چیزی است. میتواند جایگزین شود وقتی دسترسی یافتن برای هدف استفاده از یک منبع است.
Formal. Implies making practical and effective use of something. Can be interchangeable when gaining access is for the purpose of using a resource.