بازگشت

gathers

gath·ers/ˈɡæðərz/
verb (فعل)common
past (گذشته): gatheredpast participle (مفعولی): gathered-ing (حال): gathering3rd (سوم): gathers
جمع می‌کندگردآوری می‌کند

جمع کردن یا دور هم آوردن اشیا یا افراد

To bring together or collect things or people

«او در باغ گل‌ها را جمع می‌کند.»

She gathers flowers in the garden.

«جمعیت برای کنسرت دور هم جمع می‌شوند.»

The crowd gathers for the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collectsجمع‌آوری می‌کند

رایج. به کنار هم آوردن چیزها گفته می‌شود، اغلب معادل gathers است.

Common. To bring things together, often interchangeable with gathers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000