بازگشت

gauge

/ɡeɪdʒ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): gauges
گیجاندازه‌گیر

ابزار یا دستگاهی برای اندازه‌گیری مقدار، اندازه یا ظرفیت چیزی.

An instrument or device for measuring the amount, size, or capacity of something.

«برای چک کردن باد تایر از گیج استفاده کن.»

Use the gauge to check the tire pressure.

«گیج سوخت خالی است.»

The fuel gauge is empty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meterمتر

متداول. دستگاهی برای اندازه‌گیری مقدار یا ارزش؛ اغلب قابل تعویض.

Common. Device for measuring quantity or value; often interchangeable.

2verb (فعل)common
past (گذشته): gaugedpast participle (مفعولی): gauged-ing (حال): gauging3rd (سوم): gauges
اندازه‌گیری کردنبرآورد کردن

اندازه‌گیری یا برآورد کردن چیزی.

To measure or estimate something.

«او فاصله را با دقت اندازه گرفت.»

He gauged the distance carefully.

«سخت است حال او را تخمین زد.»

It's hard to gauge her mood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
measureاندازه‌گیری کردن

متداول. تقریباً معادل است هنگام اندازه‌گیری مقدار یا اندازه.

Common. Nearly interchangeable when referring to determining size or amount.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000