بازگشت

gender

gen·der/ˈdʒɛn.dɚ/
1noun (اسم)common
جنسیت

دسته‌بندی افرادی که به عنوان مرد یا زن شناخته می‌شوند، معمولاً با توجه به تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی فراتر از جنبه‌های بیولوژیکی.

The category of being male or female, often based on social and cultural distinctions rather than just biological sex.

«نظرسنجی از مردم خواست جنسیت خود را مشخص کنند.»

The survey asked people to specify their gender.

«نقش‌های جنسیتی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.»

Gender roles vary across different cultures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sexجنس

معمولی. بیشتر به ویژگی‌های بیولوژیکی و تفاوت‌های فیزیکی مربوط است، درحالی‌که gender نقش‌های اجتماعی و هویت را شامل می‌شود؛ sex در زیست‌شناسی و پزشکی به کار می‌رود و gender در زمینه‌های اجتماعی.

Common. Refers more strictly to biological characteristics and physical differences, while 'gender' includes social roles and identity; 'sex' is used in biology and medicine, 'gender' in social contexts.

2noun (اسم)formal
جنس دستوری

دسته‌بندی دستوری اسامی و ضمایر در برخی زبان‌ها که آن‌ها را به صورت مذکر، مؤنث، خنثی و غیره تقسیم می‌کند.

A grammatical category that classifies nouns and pronouns in some languages as masculine, feminine, neuter, etc.

«در زبان فرانسه، اسامی به عنوان مذکر یا مؤنث جنس دستوری دارند.»

In French, nouns have gender as masculine or feminine.

«یادگیری جنس دستوری اسامی در دستور زبان آلمانی مهم است.»

Learning the gender of nouns is important in German grammar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000