get one's fingers onto

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's fin·gers on·to/ɡɛt wʌnz ˈfɪŋɡərz ˈɑntu/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست پیدا کردن به

دست پیدا کردن بهبه دست آوردن

به چیزی دست پیدا کردن یا آن را به دست آوردن

to obtain or gain access to something

«می‌توانی به گزارش دست پیدا کنی؟»

Can you get your fingers onto the report?

«او به یک نسخه نایاب دست پیدا کرد.»

She got her fingers onto a rare copy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000