get one's hands dirty

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's hands dir·ty/ɡɛt wʌnz hændz ˈdɝti/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را درگیر کار کردن

خود را درگیر کار کردندست به کار کثیف زدن

خود وارد کار سخت، ناخوشایند یا گاهی غیراخلاقی شدن.

To do difficult, unpleasant, or morally questionable work oneself.

«مدیرها گاهی باید خودشان وارد کار شوند.»

Managers must get their hands dirty sometimes.

«او خودش دست‌به‌کار شد و موتور را تعمیر کرد.»

He got his hands dirty fixing the engine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000