get one's shit together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's shit to·geth·er/ɡɛt wʌnz ʃɪt təˈɡɛðər/
phrase (عبارت)vulgar

عبارت — خود را جمع‌وجور کردن

خود را جمع‌وجور کردنزندگی‌اش را سر و سامان دادن

زندگی، رفتار یا کار خود را سر و سامان دادن و با مشکلات درست برخورد کردن.

To organize one's life, behavior, or work and deal with problems effectively.

«باید خودت را جمع‌وجور کنی.»

You need to get your shit together.

«او بعد از دانشگاه زندگی‌اش را سر و سامان داد.»

She got her shit together after college.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000