get oneself together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one·self to·geth·er/ɡɛt wʌnˈsɛlf təˈɡɛðər/
phrase (عبارت)common

عبارت — خود را جمع‌وجور کردن

خود را جمع‌وجور کردنبر خود مسلط شدن

آرامش و تمرکز خود را دوباره به دست آوردن و اوضاع را جمع‌وجور کردن.

To regain emotional control or organize oneself effectively.

«یک دقیقه وقت بگذار و خودت را جمع‌وجور کن.»

Take a minute and get yourself together.

«او پیش از مصاحبه خودش را جمع‌وجور کرد.»

She got herself together before the interview.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000