get your feet wet
/ɡɛt jʊr fit wɛt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — وارد گود شدن
وارد گود شدنتجربهٔ اولیه کسب کردن
کاری را شروع کردن تا تجربهٔ اولیه به دست آورد.
To begin doing an activity in order to gain initial experience.
«او با کمک در درمانگاه تجربهٔ اولیه کسب کرد.»
“She got her feet wet by helping at the clinic.”
«این دوره به تو اجازه میدهد در برنامهنویسی وارد گود شوی.»
“This course lets you get your feet wet in coding.”