gimpy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gim·py/ˈɡɪmpi/
adjective (صفت)informal

صفت — لنگان

لنگانناتوان از راه رفتن

دارای لنگیدن یا ناتوانی در پا یا ساق

limping or having a limp; physically disabled in a leg or foot

«او پس از آسیب با لنگی راه می‌رفت.»

He walked gimpy after the injury.

«سگ به خاطر زخمی قدیمی لنگ می‌زد.»

The dog was gimpy due to an old wound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
limpingلنگیدن

رایج. به سختی راه رفتن اشاره دارد، کاربرد مشابه.

Common. Directly describes walking with difficulty, similar use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000