بازگشت

glorify

glo·ri·fy/ˈɡlɔːr.ɪ.faɪ/
glor-glory, praise-ifyto make or cause to be
verb (فعل)common
past (گذشته): glorifiedpast participle (مفعولی): glorified-ing (حال): glorifying3rd (سوم): glorifies
تعریف کردنبزرگ‌نمایی کردنتحسین کردن

تحسین یا بزرگ‌نمایی کسی یا چیزی، اغلب بیش از حد یا بی‌دلیل

To praise or honor someone or something, often excessively or undeservedly

«کتاب آن تمدن باستانی را بزرگ‌نمایی می‌کند.»

The book glorifies the ancient civilization.

«آن‌ها رهبر خود را به عنوان قهرمان تحسین می‌کنند.»

They glorify their leader as a hero.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exaltتعظیم کردن

رسمی. به معنای بسیار تحسین کردن، غالباً رسمی‌تر از glorify است.

Formal. Means to praise highly, generally more formal than 'glorify', similar contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000