go for

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡoʊ fɔr/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دنبال چیزی رفتن

دنبال چیزی رفتنانتخاب کردن

چیزی را انتخاب کردن یا برای به دست آوردنش اقدام کردن است.

To choose or try to obtain something.

«کت آبی را انتخاب کردم.»

I went for the blue jacket.

«او برای آن شغل اقدام می‌کند.»

She is going for the job.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به کسی حمله کردن

به کسی حمله کردن

به کسی حمله کردن یا قصد آسیب رساندن به او داشتن است.

To attack or try to harm someone.

«سگ به غریبه حمله کرد.»

The dog went for the stranger.

«او به من حمله کرد.»

He went for my throat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000