go west

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡoʊ wɛst/
1phrase (عبارت)common

عبارت — به غرب رفتن

به غرب رفتن

به سمت غرب سفر یا حرکت کردن است.

To travel or move toward the west.

«آن‌ها پس از ترک شهر به سمت غرب رفتند.»

They went west after leaving the city.

«ما قصد داریم تابستان امسال به غرب برویم.»

We plan to go west this summer.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — از بین رفتن

از بین رفتناز کار افتادن

ناپدید شدن، از دست رفتن یا از کار افتادن است.

To disappear, be lost, or stop working.

«پس‌اندازم پس از سرمایه‌گذاری بد از بین رفت.»

My savings went west after the bad investment.

«رایانهٔ قدیمی بالاخره از کار افتاد.»

The old computer finally went west.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000