grandsire

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

grand·sire/ˈɡrændˌsaɪər/
grandgreat or largesiremale ancestor or father
noun (اسم)archaicplural (جمع): grandsires

اسم — پدربزرگ

پدربزرگجد

کلمه‌ای کهن یا رسمی به معنی پدربزرگ یا نیاکان مرد.

An archaic or formal term for grandfather or forefather.

«پدربزرگش یک سرباز مشهور بود.»

His grandsire was a famous soldier.

«خانواده به میراث پدربزرگ خود ارزش می‌دادند.»

The family valued their grandsire's legacy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grandfatherپدربزرگ

رایج. اصطلاح مدرن و استاندارد برای نیاکان مرد.

Common. The modern standard term for male ancestor two generations back.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000