grist for the mill

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡrɪst fər ðə mɪl/
phrase (عبارت)literary

عبارت — دستمایه

دستمایهمواد لازم برای کار

چیزی است که می‌توان از آن برای پیش بردن یک کار یا بحث استفاده کرد.

Useful material or experience that can be used for a particular purpose.

«این نظرسنجی به خبرنگاران دستمایه داد.»

The survey gave journalists grist for the mill.

«اشتباه‌هایش به دستمایه‌ای برای کار تبدیل شد.»

Her mistakes became grist for the mill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000