بازگشت

gristmill

grist·mill/ˈɡrɪstˌmɪl/
gristgrain to be groundmillmachine to grind or crush
noun (اسم)common
plural (جمع): gristmills
آسیاب غلاتآسیاب سنگی

کارخانه‌ای که در آن دانه‌های غلات به آرد یا آرد درشت تبدیل می‌شوند.

A mill where grain is ground into flour or meal.

«آسیاب قدیمی هنوز کنار رودخانه کار می‌کند.»

The old gristmill still operates by the river.

«کشاورزان گندم خود را برای آسیاب شدن به آسیاب غلات آوردند.»

Farmers brought their wheat to the gristmill to be ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
millآسیاب

روزمره. اصطلاح کلی برای انواع آسیاب‌ها، کمتر مشخص از gristmill.

Everyday. General term that can mean any grinding or processing facility, but less specific than gristmill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000