gum up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡʌm ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — گیر انداختن

گیر انداختنمختل کردن

با گرفتگی یا مانع ایجاد کردن، باعث درست کار نکردن دستگاه یا روندی شدن است.

To make a machine or process stop working properly by clogging or obstructing it.

«برگ‌های خیس ماشین چمن‌زنی را گیر انداختند.»

Wet leaves gummed up the mower.

«فرم‌های اضافی روند تأیید را مختل می‌کنند.»

Extra forms gum up the approval process.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000