gut feeling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gut feel·ing/ˈɡʌt ˌfiːlɪŋ/
noun (اسم)commonplural (جمع): gut feelings

اسم — حس درونی

حس درونیشهود

احساس یا باوری است که بیشتر از غریزه می‌آید تا مدرک و استدلال.

A feeling or belief based on instinct rather than evidence or reasoning.

«حس درونی‌ام می‌گوید باید صبر کنیم.»

My gut feeling says we should wait.

«او از حس درونی‌اش پیروی کرد.»

She followed her gut feeling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000