hairier

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈheə.ri.ər/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): hairiersuperlative (عالی): hairiest

صفت — مو‌دارتر

مو‌دارترپرموتر

صفت مقایسه‌ای hairy؛ مو‌دارتر یا پرموتر بودن.

Comparative form of hairy; having more hair or fur.

«این سگ پرموتر از آن گربه است.»

The dog is hairier than the cat.

«این گیاه در بهار پرموتر به نظر می‌رسد.»

This plant looks hairier in spring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000