بازگشت

handyman

handy·man/ˈhændimæn/
handyskillful with one's hands; useful-mana person associated with a particular activity or place
noun (اسم)common
plural (جمع): handymen
همه‌کارهتعمیرکار جزئیاوستاکار

فردی که کارهای متفرقه یا تعمیرات مختلف را انجام می‌دهد.

A person who performs a variety of odd jobs or repairs.

«ما یک همه‌کاره استخدام کردیم تا شیر آب چکه کننده را تعمیر کند.»

We hired a handyman to fix the leaky faucet.

«همسایه من واقعاً یک همه‌کاره است، او می‌تواند هر چیزی را تعمیر کند.»

My neighbor is a real handyman, he can fix anything.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repairmanتعمیرکار

روزمره. به طور خاص بر تعمیر چیزها تمرکز دارد. 'همه‌کاره' گسترده‌تر است و کارهای مختلفی را پوشش می‌دهد، نه فقط تعمیرات. 'برای یخچال خراب به تعمیرکار زنگ بزنید' درست است، 'برای یخچال خراب و نصب عکس‌ها به همه‌کاره زنگ بزنید' بهتر است.

Everyday. Focuses specifically on fixing things. A 'handyman' is broader, covering various tasks, not just repairs. 'Call a repairman for the broken fridge' works, 'Call a handyman for the broken fridge and to hang pictures' works better.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000