hang up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæŋ ʌp/
hangto suspend or attach from aboveupindicating completion or upwards
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — قطع تماس

قطع تماسپایان تماس تلفنی

قطع کردن تماس تلفنی به‌صورت عمدی و پایان دادن به صحبت.

To end a phone call by disconnecting the line deliberately.

«لطفاً بعد از پیام خود تماس را قطع کنید.»

Please hang up after your message.

«او به طور ناگهانی گوشی را قطع کرد.»

She hung up the phone abruptly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disconnectقطع کردن

رسمی. در زمینه‌های فنی یا رسمی برای پایان تماس به کار می‌رود؛ کمتر در مکالمات روزمره.

Formal. Used mainly in technical or official contexts for ending a call, less common in casual speech.

terminateبه پایان رساندن

رسمی. به معنای رسمی پایان دادن به تماس یا ارتباط است. کمتر در گفتار غیررسمی کاربرد دارد.

Formal. Means to officially end a call or connection. Less common in informal speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000