have (an) obligation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have an ob·li·ga·tion/hæv ən ˌɑbləˈɡeɪʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — تعهد داشتن

تعهد داشتنوظیفه داشتن

وظیفه یا مسئولیت قانونی برای انجام کاری داشتن.

to have a duty or legal responsibility to do something

«کارفرمایان موظف‌اند به کارکنان حقوق بدهند.»

Employers have an obligation to pay staff.

«تو وظیفه داری حقیقت را بگویی.»

You have an obligation to tell the truth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000