have a hand in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə hænd ɪn/
phrase (عبارت)common

عبارت — نقش داشتن در

نقش داشتن دردست داشتن در

در ایجاد، انجام دادن یا سازمان‌دهی چیزی نقش داشتن.

To be involved in causing, making, or organizing something.

«او در طراحی باغ نقش داشت.»

She had a hand in designing the garden.

«فکر می‌کنم او در آن تصمیم دست داشت.»

I think he had a hand in the decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000