have an accident

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have an ac·ci·dent/hæv ən ˈæksɪdənt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — تصادف کردن

تصادف کردندچار سانحه شدن

در رویدادی ناخواسته گرفتار شدن که خسارت یا آسیب به بار می‌آورد.

To be involved in an unplanned event that causes damage or injury.

«آن‌ها در راه خانه تصادف کردند.»

They had an accident on the way home.

«او دیروز در محل کار دچار سانحه شد.»

She had an accident at work yesterday.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را خیس کردن

خود را خیس کردناجابت مزاجِ ناخواسته داشتن

ناخواسته ادرار یا مدفوع کردن؛ معمولاً تعبیر مؤدبانه‌ای برای کودک است.

To urinate or defecate unintentionally, especially used of a young child as a euphemism.

«کودک نوپا هنگام چرت‌زدن خودش را خیس کرد.»

The toddler had an accident during the nap.

«او خودش را خیس کرد، پس لباسش را عوض کردیم.»

He had an accident, so we changed his clothes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000