have one's foot in the door

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv wʌnz fʊt ɪn ðə dɔr/
phrase (عبارت)informal

عبارت — راه ورود پیدا کردن

راه ورود پیدا کردنپا را در جایی باز کردن

نخستین فرصت کوچک را برای ورود و پیشرفت در جایی به دست آوردن.

To gain a first small opportunity that could lead to further success.

«آن کارآموزی راه ورود او را باز کرد.»

The internship got her foot in the door.

«این شغل اولین فرصت ورود را به تو می‌دهد.»

This job gives you a foot in the door.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000