have one's hand in the till

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv wʌnz hænd ɪn ðə tɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست در دخل داشتن

دست در دخل داشتناز صندوق محل کار دزدی کردن

از پول محل کار یا سازمانی که در آن کار می‌کند دزدی کردن.

To steal money from the business or organization one works for.

«صندوقدار از صندوق فروشگاه دزدی می‌کرد.»

The cashier had his hand in the till.

«فهمیدند که او از پول شرکت دزدی می‌کرد.»

They discovered she had her hand in the till.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000