have the biscuit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have the bis·cuit/hæv ðə ˈbɪskɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از همه بدتر بودن

از همه بدتر بودندیگر واقعاً نهایت بودن

یعنی از همه عجیب‌تر، آزاردهنده‌تر یا چشمگیرتر بودن.

To be the most surprising, annoying, or remarkable example of something.

«از نظر پررویی، آن بهانه دیگر واقعاً نهایت است.»

For nerve, that excuse has the biscuit.

«آخرین شکایت او از همه عجیب‌تر است.»

His latest complaint has the biscuit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000