بازگشت

haw

/hɔː/
noun (اسم)common
plural (جمع): haws
زالزالکمیوه زالزالک

میوه کوچک و قرمز درخت زالزالک که معمولاً در مرباها استفاده می‌شود.

The small red fruit of the hawthorn tree, often used in jams and jellies.

«او مربا را از زالزالک تازه‌ای که پاییز چیده بود درست کرد.»

She made jam from fresh haws picked in autumn.

«حصارها پر از زالزالک‌های قرمز آماده برداشت بود.»

The hedges were full of red haws ready for harvesting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000