heighten

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

height·en/ˈhaɪtn/
heightthe measurement of something from base to top-ento cause to become
verb (فعل)commonpast (گذشته): heightenedpast participle (مفعولی): heightened-ing (حال): heightening3rd (سوم): heightens

فعل — افزایش دادن

افزایش دادنبالا بردن

افزایش دادن یا شدیدتر کردن چیزی.

To increase or make something higher or more intense.

«موسیقی بلند می‌تواند انرژی شما را افزایش دهد.»

Loud music can heighten your energy.

«قبل از اعلام، تنش در اتاق افزایش یافت.»

The tension in the room heightened before the announcement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
increaseافزایش دادن

رایج. مترادف کلی برای افزایش یا بیشتر کردن.

Common. General synonym for making more or greater.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000