بازگشت

held

/hɛld/
verb (فعل)common
past (گذشته): heldpast participle (مفعولی): held-ing (حال): holding3rd (سوم): holds
نگه داشتگرفته شد

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'hold': چیزی را با دست‌ها، بازوها یا بدن گرفتن، حمل کردن یا نگه داشتن.

Past tense and past participle of 'hold': to grasp, carry, or support with one's hands, arms, or body.

«او دست کودک را محکم گرفت.»

She held the child's hand tightly.

«جلسه در اتاق کنفرانس اصلی برگزار شد.»

The meeting was held in the main conference room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
graspedگرفته شد

روزمره. به سرعت یا ناگهانی چیزی را محکم گرفتن و نگه داشتن. «held» کلی‌تر است و به نگه داشتن پایدار اشاره دارد. شما یک شیء در حال سقوط را چنگ می‌زنید، اما یک نوزاد را نگه می‌دارید.

Everyday. To seize and hold firmly, often quickly or suddenly. 'Held' is more general for sustained support. You grasp a falling object, but you hold a baby.

supportedحمایت شد

رایج. وزن چیزی را تحمل کردن یا از افتادن آن جلوگیری کردن. در حالی که «held» می‌تواند به معنای حمایت باشد، «supported» رسمی‌تر است و اغلب به اشکال بزرگتر یا ساختاری‌تر نگه داشتن چیزی در جای خود اشاره دارد. یک تیر از سقف حمایت می‌کند، یک دست کتاب را نگه می‌دارد.

Common. To bear the weight of something or keep it from falling. While 'held' can imply support, 'supported' is more formal and often refers to larger or more structural forms of keeping something in place. A beam supports a roof, a hand holds a book.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000