بازگشت

herb

/hɜːrb/
herba plant used for flavoring, medicine, or fragrance
noun (اسم)common
plural (جمع): herbs
گیاه داروییگیاه معطر

گیاهی که برگ‌ها یا گل‌هایش برای طعم دادن به غذا، دارو یا عطر استفاده می‌شود.

A plant whose leaves or flowers are used for flavoring food, medicine, or perfume.

«ریحان گیاه محبوبی در آشپزی است.»

Basil is a popular herb in cooking.

«او گیاه دارویی در باغچه‌اش می‌کارد.»

She grows medicinal herbs in her garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plantگیاه

اصطلاح کلی برای هر موجود زنده در قلمرو گیاهی؛ در معنای کلی به جای herb استفاده می‌شود اما خاص طعم‌دهنده یا دارویی نیست.

General term for any living organism of the plant kingdom; interchangeable when referring to herbs in a broad sense but not specific to culinary or medicinal use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000