بازگشت

hints

/hɪnts/
noun (اسم)common
plural (جمع): hints
اشاره‌هانکته‌ها

نشانه‌ها یا اشاره‌های کوچک که به حل مشکل کمک می‌کنند

Small suggestions or clues that help solve a problem

«او به من نکته‌هایی برای پیدا کردن جواب داد.»

She gave me hints to find the answer.

«اشاره‌ها به او کمک کردند معما را حل کند.»

The hints helped him solve the puzzle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cluesسرنخ‌ها

روزمره. معمولاً برای کمک به یافتن پاسخ یا حل معماها استفاده می‌شود، شبیه hints.

Everyday. Generally used for helping to find answers or solve mysteries, similar to hints.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000