homered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ho·mered/ˈhoʊmɚd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): homeredpast participle (مفعولی): homered-ing (حال): homering3rd (سوم): homers

فعل — هوم‌رَن زدن

هوم‌رَن زدن

زدن هوم‌رَن در بیسبال.

To hit a home run in baseball.

«او در آخرین اینینگ هوم‌رَن زد و بازی را برد.»

He homered in the last inning and won the game.

«او در طول مسابقه دو بار هوم‌رَن زد.»

She homered twice during the tournament.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000