بازگشت

honesty

hon·es·ty/ˈɒn.ɪs.ti/
noun (اسم)common
صداقتراستگویی

ویژگی راست‌گویی و درستکاری؛ دروغ نگفتن و فریب ندادن.

The quality of being truthful and fair; not lying or cheating.

«صداقت در هر رابطه‌ای اهمیت دارد.»

Honesty is important in every relationship.

«راستگویی او باعث تحت تأثیر قرار گرفتن مصاحبه‌کنندگان شد.»

Her honesty impressed the interviewers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
truthfulnessراستی

رسمی. وقتی بر دقت واقعی تأکید شود جایگزین صداقت می‌شود، مثلاً در شهادت، کمتر در صحبت‌های روزمره.

Formal. Can replace 'honesty' when emphasizing factual accuracy, e.g. 'truthfulness in testimony'; less used in casual talk about character.

integrityدرستی اخلاقی

رسمی. بیشتر بر انسجام اخلاقی تأکید دارد؛ در صحبت درباره شخصیت قابل جایگزینی است.

Formal. Focuses more on moral wholeness and consistency; can replace honesty in contexts about character, e.g. 'personal integrity'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000