hosed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hoʊzd/
adjective (صفت)informal

صفت — در مشکل

در مشکلخراب شده

عامیانه برای در مشکل یا نابود شده بودن، معمولاً غیررسمی.

Slang for being in trouble or ruined, often used informally.

«اگر این مهلت را از دست بدهم، واقعاً به دردسر افتاده‌ام.»

I’m really hosed if I miss this deadline.

«بعد از شکست معامله، او گرفتار شد.»

He got hosed after the deal fell through.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000