hybridize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hy·brid·ize/ˈhaɪbrɪˌdaɪz/
hybridoffspring of two species or varieties-izeto cause to become
verb (فعل)technicalpast (گذشته): hybridizedpast participle (مفعولی): hybridized-ing (حال): hybridizing3rd (سوم): hybridizes

فعل — آمیختن

آمیختندو گونه‌ای کردن

دو گونه یا گونه‌های مختلف را برای تولید یک گیاه یا جانور ترکیبی جفت‌گیری کردن.

To crossbreed different species or varieties to produce a hybrid.

«دانشمندان گیاهان را برای افزایش محصول دو گونه‌ای می‌کنند.»

Scientists hybridize plants to improve crop yields.

«این سگ‌ها برای ایجاد نژاد جدید دو گونه‌ای شدند.»

The dogs were hybridized to create a new breed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crossbreedدورگه کردن

رایج. به‌خصوص جفت‌گیری گونه‌های مختلف.

Common. Specifically breeding different species or varieties.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000