بازگشت

idiot

id·i·ot/ˈɪdiət/
1noun (اسم)common
plural (جمع): idiots
احمقنادانبی‌عقل

کسی که رفتار بسیار احمقانه‌ای داشته یا قضاوت خوبی ندارد.

A person who acts very foolishly or lacks good judgment.

«احمق نباش و به غریبه‌ها خیلی زود اعتماد نکن.»

Don’t be an idiot and trust strangers too easily.

«او در جلسه مثل یک نادان رفتار کرد.»

He acted like an idiot at the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foolاحمق

روزمره و غیررسمی. وقتی به کسی که رفتار ناپخته دارد اشاره می‌شود، جایگزین مناسب است ولی 'idiot' شدیدتر است. مثل جملات «احمق نباش» و «نادان نباش».

Common and informal. Interchangeable with 'idiot' when referring to a person who acts unwisely, but 'fool' can be less harsh. For example, 'Don't be a fool' works similarly to 'Don't be an idiot'.

moronنادان

غیررسمی و تا حدی توهین‌آمیز. معنی مشابه دارد ولی برای سخن مودبانه کمتر استفاده می‌شود.

Informal and somewhat offensive. Similar in meaning but 'moron' is considered more insulting and less commonly used in polite speech.

متضادها
2interjection (حرف ندا)common
احمق!نادان!

عبارتی توهین‌آمیز برای خطاب قرار دادن کسی که احمق است.

An insulting expression used to call someone stupid.

«احمق! دوباره کلیدهایت را فراموش کردی.»

Idiot! You forgot your keys again.

«نادان نباش! دقت کن.»

Don’t be an idiot! Pay attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fool!احمق!

توهین غیررسمی رایج، کمتر از 'idiot!' شدید است. برای سرزنش اشتباهات ساده گفته می‌شود.

Common informal insult, less harsh than 'idiot!'. Used to scold someone for a silly mistake.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000