بازگشت

illusory

il·lu·so·ry/ɪˈluː.sə.ri/
illus-deceptive, meaning related to illusion-orypertaining to, relating to
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more illusorysuperlative (عالی): most illusory
توهمیخیالیوهم‌آمیز

مبتنی بر توهم یا خیال؛ واقعی یا درست نیست و تصور غلط ایجاد می‌کند.

Based on illusion; not real or true, giving a false impression.

«اعتماد به نفس او توهمی بود و به زودی از بین رفت.»

His confidence was illusory and soon faded.

«وعدهٔ راه‌حل سریع خیالی بود.»

The promise of a quick solution turned out to be illusory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misleadingگمراه‌کننده

روزمره. وقتی بر ایجاد باور اشتباه تأکید باشد قابل جایگزینی است مثل «تصور گمراه‌کننده»؛ کمتر رسمی از illusory.

Common. Interchangeable when emphasizing causing wrong belief, e.g. 'misleading impression'; less formal than 'illusory'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000