بازگشت
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): impartialposition (جایگاه): middle
بهطور بیطرفانهعادلانه
به شکلی که منصفانه و بدون تعصب باشد
In a way that is fair and without bias.
«قاضی در این پرونده به شکلی بیطرفانه حکم داد.»
“The judge ruled impartially in the case.”
«باید با بیطرفی به همه طرفها گوش کنیم.»
“We must listen impartially to all sides.”
تفاوت با واژههای مشابه
fairly— منصفانه
متداول. یعنی عادلانه رفتار کردن؛ معمولاً قابل تعویض با impartially است.
Common. Means acting justly; generally interchangeable with impartially.