بازگشت

impotent

im·po·tent/ˈɪmpətənt/
im-notpotentpowerful, able
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more impotentsuperlative (عالی): most impotent
ناتوانبی‌قدرتعاجز

فاقد قدرت یا توانایی؛ بی‌اثر و ناتوان.

Lacking power or ability; ineffective.

«دارو در مقابل بیماری بی‌اثر بود.»

The medicine was impotent against the disease.

«او احساس ناتوانی در متوقف کردن مشکل داشت.»

He felt impotent to stop the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
powerlessبی‌قدرت

رایج است و به طور کلی به فقدان قدرت یا نفوذ اشاره دارد و اغلب با impotent قابل تعویض است.

Common. General sense of lacking strength or influence, often interchangeable with impotent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000