in a fog
/ɪn ə fɔɡ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — گیج و منگ
گیج و منگدر ابهام
یعنی نتوانستنِ درست فکر کردن یا فهمیدنِ آنچه در حال رخ دادن است.
unable to think clearly or understand what is happening
«بعد از بیخوابی گیج و منگ بودم.»
“I was in a fog after no sleep.”
«این خبر او را گیج و مبهوت کرد.»
“The news left her in a fog.”