in one's fingers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in one's fin·gers/ɪn wʌnz ˈfɪŋɡɚz/
phrase (عبارت)literary

عبارت — در دست داشتن

در دست داشتندر اختیار داشتن

در اختیار یا در دسترس فوریِ کسی بودن.

within one's control or immediate reach

«پاسخ هنگام تایپ در اختیار او بود.»

The answer was in her fingers as she typed.

«او راه‌حل را در دسترس خود نگه داشت.»

He kept the solution in his fingers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000