in stitches

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in stitch·es/ɪn ˈstɪtʃɪz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از خنده ریسه رفتن

از خنده ریسه رفتناز خنده ترکیدن

از خندهٔ زیاد نتوانستن خود را کنترل کرد.

laughing uncontrollably because something is very funny.

«داستانش ما را از خنده ریسه برد.»

His story had us in stitches.

«کمدین تماشاگران را از خنده ریسه می‌برد.»

The comedian kept the crowd in stitches.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000