inconveniently

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·con·ve·ni·ent·ly/ˌɪnkənˈviːniəntli/
in-notconvenientsuitable/easy-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): inconvenientposition (جایگاه): end

قید — به طور نامناسب

به طور نامناسببه طور ناخوشایند

به روشی که باعث مشکلات یا زحمت می‌شود.

In a way that causes difficulties or trouble.

«او به طرز ناخوشایندی دیر رسید.»

He arrived inconveniently late.

«جلسه به طور نامناسب برنامه‌ریزی شده بود.»

The meeting was scheduled inconveniently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awkwardlyبه طور ناخوشایند

رایج. معنای مشابه معمولا درباره زمان‌بندی یا موقعیت.

Common. Similar meaning, often about timing or position.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000