indolently

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·do·lent·ly/ˈɪndələntli/
in-notdolenssuffering / pain (from Latin 'dolere' to suffer)-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): indolentposition (جایگاه): end

قید — به تنبلی

به تنبلیبا بی‌حالیکاهلانه

به شیوه‌ای تنبل یا بیکار؛ پرهیز از فعالیت یا تلاش.

In a lazy or idle manner; avoiding activity or exertion.

«او به تنبلی در صندلی راحتی خود لم داده بود و از انجام هر کاری سر باز می‌زد.»

He indolently reclined in his armchair, refusing to do any chores.

«گربه به بی‌حالی در آفتاب کش و قوس می‌آمد و از گرما لذت می‌برد.»

The cat stretched indolently in the sun, enjoying the warmth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
idlyبه بیکاری

متداول. بر بی‌هدف یا بی‌فعالیت بودن تمرکز دارد و اغلب به زمان خالی اشاره می‌کند. می‌تواند با 'indolently' جایگزین شود وقتی موضوع بر انجام ندادن کاری به دلیل عدم انگیزه است. 'او بیکار نشست و به بیرون پنجره خیره شد' درست است، شبیه به 'او به تنبلی نشست و به بیرون پنجره خیره شد'.

Common. Focuses on being without purpose or activity, often suggesting unoccupied time. Can be interchangeable with 'indolently' when the sense is about doing nothing out of a lack of motivation. 'He sat idly, staring out the window' works, similar to 'He sat indolently, staring out the window'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000