inland

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·land/ˈɪnlənd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more inlandsuperlative (عالی): most inland

صفت — داخلی

داخلیدرون‌مرزی

واقع شده دور از ساحل یا درون کشور.

Situated away from the coast or sea; inside a country.

«این شهر درون کشور و دور از اقیانوس قرار دارد.»

The city is located inland, far from the ocean.

«مناطق داخلی معمولاً آب‌وهوای شدیدتری دارند.»

Inland areas usually have more extreme weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interiorداخلی

رسمی. به مکان‌هایی دور از سواحل اشاره دارد.

Formal. Refers to places away from coasts, often used in geography.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000