بازگشت
noun (اسم)informal
دل و رودهاندام داخلیاحشاء
اندامهای داخلی، به ویژه بدن انسان یا حیوان.
The internal organs, especially of an animal or human body.
«شکارچی اندام داخلی گوزن را تمیز کرد.»
“The hunter cleaned the deer’s innards.”
«او پس از دیدن اندام داخلی احساس بیماری کرد.»
“She felt sick after seeing the innards.”
تفاوت با واژههای مشابه
entrails— دل و روده
رسمی. به طور خاص اندامهای داخلی، غالباً دل و روده حیوان.
Formal. Specifically internal organs, often animal guts.