insincerity
عدم صداقت؛ فریبکاری یا ریاکاری.
Lack of sincerity; deceitfulness or hypocrisy.
«ناراستی او برای همه در اتاق آشکار بود.»
“Her insincerity was obvious to everyone in the room.”
«او اثری از عدم صداقت در عذرخواهی او حس کرد.»
“He detected a hint of insincerity in her apology.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. «ریاکاری» به طور خاص به تظاهر به داشتن استانداردهای اخلاقی یا باورهایی اشاره دارد که فرد واقعاً ندارد. «ناراستی» گستردهتر است و میتواند به هرگونه عدم احساس واقعی یا حقیقتگویی اشاره کند. «ناراستی او در لبخند ساختگیاش آشکار بود» درست است. «ریاکاری او در محکوم کردن دیگران برای اعمالی که خودش مرتکب شده بود، قابل توجه بود» درست است.
Common. 'Hypocrisy' specifically refers to pretending to have moral standards or beliefs that one does not actually possess. 'Insincerity' is broader and can refer to any lack of genuine feeling or truthfulness. 'His insincerity was evident in his fake smile' works. 'Her hypocrisy in condemning others for actions she herself committed was striking' works.
رایج. «فریب» بر عمل گمراه کردن یا گول زدن کسی تأکید دارد. «ناراستی» بیشتر به کیفیت غیرواقعی بودن مربوط میشود که میتواند منجر به فریب شود. «لبخند او پر از ناراستی بود» درست است. «او برای جلب اعتماد آنها از فریب استفاده کرد» درست است.
Common. 'Deceit' emphasizes the act of misleading or tricking someone. 'Insincerity' is more about the quality of not being genuine, which can lead to deceit. 'His smile was full of insincerity' works. 'He used deceit to gain their trust' works.